سفارش تبلیغ
صبا
 
 
امروز: جمعه 96 آذر 3

جهان نیوز :
فرجام سیاه اندیشه اصلاح طلبی
یادداشتی از پیام فضلی نژاد
 
چرا برخی از روشنفکران اصلاح طلب از همجنس بازی حمایت می کنند؟!

 مگر نه اینکه روشنفکران موسوم به اصلاح طلب می گویند: «هر حکمی از اسلام که با عقلانیت و عدالت مدرن تعارض داشته باشد، موقتی و متعلق به صدر اسلام به حساب می آید» (1)، بدین ترتیب، اکنون که عقلانیت و عدالت مدرن، «همجنس بازی» را نیز پذیرفته است، بر مبنای این ملاک، حکم فقهی اسلام درباره این پدیده ثابت و دائمی نخواهد بود و اصلاح طلبان وفق مبانی نظری خود باید «فحشای مدرن» را نیز بپذیرند.(2) چرا چنین قضاوت می کنیم؟
منازعه اخیر، که از سوی پاره ای از اعضاء حلقه کیان و ماهنامه زنان در برخی رسانه ها به راه افتاده است تا تکلیف اصلاح طلبان را یک سره کند، همه بر مبنای مبانی نظری اندیشه اصلاح طلبی استوار است. اول، اصلاح طلبان و عده ای از مدعیان فقاهت در بیان آنان قائل به تقسیم احکام اسلام به «دائمی» و «موقت» هستند. دوم، اصلاح طلبان «اجتهاد در اصول» و «اجتهاد در برابر نص» را جایز و بلکه لازم می دانند. سوم، اصلاح طلبان عقلانیت مدرن را اصل و آموزه های دینی را فرع بر آن می دانند و در پی سازگاری اسلام با دستاوردهای مدرنیته چون «حقوق بشر سکولار» هستند. چهارم، اصلاح طلبان هیچ قرائتی از دین را قرائت مقبول و حاکم فرض نمی کنند و معتقدند همه قرائت های دینی حق است و برای همین، اغلب آنان از فرق ضاله مانند بهائیت دفاع می کنند. پنجم، آنان فقه مصطلح اسلام را ناقص خوانده اند و از نقطه عزیمت فقه ستیزی می گویند فقهی که برخی از احکام اجتماعی اش امروزه غیراخلاقی تلقی می شوند، داوری اخلاقی مدرن، نمره مقبولی به این فقه نخواهد داد. برای همین است که با احکام شرعی از سنگسار تا قصاص مبارزه می کنند.
روشنفکرانی که از پائیز 1370 در حلقه سیاسی ماهنامه کیان گردهم آمده بودند تا پروژه رفرم در اسلام و اصلاحات سیاسی را بر اساس آراء عبدالکریم سروش در کسوت پدر معنوی خود پیش ببرند، روزهای سیاهی را سپری می کنند؛ نقاب از چهره ایدئولوژی شان بر افتاده است، تناقضاتشان بیش از پیش آشکار گشته و امروز بر سر یک دو راهی سرنوشت ساز مانده اند: یا باید از مبانی نظری خود دست کشند و به تناقضات و سیاهی های آن اقرار کنند یا باید بر اساس همان مبانی نظری، همجنس بازی و فاحشه گری را نیز بپذیرند و به عنوان حقوق بشر! از آن دفاع کنند.
ابتدای دهه هفتاد، هنگامی که چهره های اپوزیسیون چون بهروز خلیق (عضو سابق سازمان چریک های فدایی خلق) در نشریاتی مانند کار که از آراء سروش و خاتمی (وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، با عنوان «تحولات فکری در بخشی از نیروهای اسلامی» یاد کرده و شادمان شده بودند، شاید کمتر کسی باور داشت که 15 سال بعد، گفتمان طایفه ای از این روشنفکران «مشروعیت همجنس بازی» و «مقبولیت چند شوهری زنان» باشد. آن ها که مانند تحلیلگران روزنامه کیهان از 15 سال پیش، هشدار می دادند فرجام فقه ستیزی و سپس روحانیت گریزی و در آخر قدسیت زدایی و قرآن ستیزی حلقه کیان، به بسط و گسترش «ایدئولوژی فحشا» ختم می شود و دهها مقاله در این باب نوشتند، به انواع اتهامات متهم می شدند و از سوی سروش و شاگردانش، خشک مغزان تنگ نظری خطاب می شدند که رسالتشان «تحول زدایی» است. سال 1376 که به خیال همپیمانان دوم خردادی حلقه کیان، آن «تحول» ژرف و شگرف با رأی مردم به آقای محمد خاتمی پدید آمد، روشنفکران سکولار که برای حفاظت از خود پسوند «دینی» را برگزیده بودند، از پلکان قدرت بالا رفتند و مناصب دولتی را صاحب شدند. نظریه پردازان و صاحبان دولت اصلاحات، از اندیشه ای که تحت عنوان «جامعه مدنی» تبلیغ می کردند، معنای شفاف و روشنی را به دست نمی دادند. برای مخاطب، آشکار نبود که مقومات و مبانی اندیشه آنان، مثلاً از «آزادی مخالف» یا «آزادی زن» یا «حقوق اقلیت ها» چیست؟! بسیاری چون گنگ خواب دیده به این مفاهیم نگاه می کردند. روزنامه همشهری، سال 1376 یادداشتی را منتشر کرد با نام «فرجام روشنفکری دینی». لب لباب تحلیل روزنامه ارگان شهرداری تهران- که حزب کارگزاران سازندگی آن را در سیطره خود داشت- این بود که روشنفکران دینی در کنه اندیشه شان مدرنیسم را پذیرفته اند، منتها سعی می کنند جنبه هایی از سنت را که دغدغه شخصی ایشان است، در عالم عمل محفوظ دارند.
اما روزنامه همشهری از نکته ای دیگر نیز سخن می گفت. آن تحلیل ناظر بر این بود که روشنفکران اصلاح طلب دچار یک ثنویت و تناقض اند. آنان دستاوردهای عقلانیت مدرن را می پذیرند و در اندیشه خویش به آن پایبند می شوند، ولی متأسفانه(!) در حد دغدغه های شخصی به اندکی از سنت های دینی، همچنان وفادار هستند. همشهری بزرگترین تناقض نمای روشنفکری دینی را «تناقض پندار- رفتار» می دانست و معتقد بود که اعضاء حلقه کیان گرچه در پندار لوازم عقلانیت دنیای مدرن را پذیرفته اند، اما در رفتار خود آن را پیاده نمی کنند و «وجودشان آن را هضم نکرده است.»
توصیه روزنامه همشهری به روشنفکران اصلاح طلب که به تازگی در دولت اصلاحات پلکان قدرت را بالا رفته بودند، این بود که تناقض را کنار بگذارند و با زدودن خرده سنت های دینی از ذهن و روانشان، رفتاری سراپا مدرن داشته باشند. چندی پس از دوم خرداد 1376، نشریات زنجیره ای و وابسته به حلقه کیان، تعاریف روشن تری از فلسفه شبه مدرن خود را آشکار کردند. آنان از «حق ارتداد» سخن می گفتند، حبس دین در حوزه خصوصی شهروندان را می خواستند و اینکه «حقوق بشر» را باید به منزله یک حقوق فرادینی پذیرفت به نحوی که بر احکام دین هم حکومت کند. آن ها، آشکارا از «جایگزینی روشنفکران دینی به جای روحانیت» به عنوان منبع تغذیه فکری ایرانیان دم می زدند. می خواستند روشنفکرانی که امروز در تناقضات نظری خود، بر سر یک دو راهی دشوار گرفتار شده اند و بخشی از آنان به توصیه نشریاتی چون روزنامه همشهری، از همان سالیان لوازم عقلانیت مدرن را سراپا پذیرفتند و اکنون هم از همجنس بازی و فاحشه گری نیز دفاع می کنند را به جای روحانیت متعهد به اسلام بنشانند!
پیش از این برای حمایت از «حقوق زنان»، برخی از آنان که خود را «فمینیست های مسلمان» می نامیدند و در ماهنامه توقیف شده زنان، فعالان فمینیست حلقه کیان را تشکیل می دادند، با سیاستمداران هلندی- آمریکایی هم پیمان و هم کلام شدند. گفتند که ما «حق اختیار خود بر بدن هایمان» را مطالبه می کنیم. «آزادی سکسوآلیته» که مراد از آن می تواند «قانونی کردن فحشا» باشد، شعار مشترک بخشی از فعالان زن در حزب مشارکت ایران با دخترکان و پسرکان کمپین یک میلیون امضاء بود.
روشنفکرانی که خود را برتر از روحانیت می دیدند، امروز چه پیشنهادی برای ایرانیان دارند؟! امروز، در زمانی که مایکل لدین (کارشناس ارشد CIA و نظریه پرداز یهودی- صهیونیست مؤسسه امریکن اینتر پرایز) از لزوم ارائه قرائتی سکولار از قرآن کریم سخن می گوید، وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) نیز ترجمه ای از کتاب مقدس مسلمانان را منطبق بر خاستگاههای صهیونیستی روانه بازار کتاب می کند، شخصی با نام سجاد قائم مقامی (عضو گروهک چریک های فدایی خلق) که نام مستعار قادر عبدالله را برای خود برگزیده، در هلند می گوید که برای مبارزه با روحانیت اسلام، قرآنی سکولار را به جهانیان معرفی خواهد کرد و عبدالکریم سروش نیز از کنار کاخ سفید، اصالت و مرجعیت قرآن را مخدوش می کند و وحی را به الهام و پیامبر را به شاعر تشبیه می کند، در این میانه، عده ای از نظریه پردازان سابق و لاحق اصلاح طلبان هم در حلقه کیان که اکنون در لابی های اسرائیلی چون انستیتو هوور لانه کرده اند، چون گذشته به آنان کمک می کنند.
بیش از یک دهه است که هرگاه موج اسلام خواهی در جهان اوج می گیرد، پای اعضاء حلقه کیان در مجامع غربی به میان می آید تا قرائتی سکولار از اسلام و قرآن ارائه کنند؛ نسخه ای بی خطر که دین مسلمانان را منهای حکومت، منهای جهاد، منهای روحانیت، منهای فقاهت، منهای مرجعیت و... تصویر می کند (3) اردیبهشت سال 1377، وقتی که نهضت اسلامی در دانشگاههای فرانسه اوج گرفته بود، عبدالکریم سروش، رضا تهرانی (مدیر مسئول ماهنامه کیان) و حسین قاضیان (از مجرمان پرونده فروش اطلاعات به آمریکا) به پیشنهاد رامین جهانبگلو (جاسوس مخملی ایالات متحده) و دعوت اتحادیه مدرسان فرانسه به پاریس رفتند تا در مذاکراتی پشت درهای بسته، راهبردهای کنترل ایدئولوژی اسلامی را در جامعه لائیک فرانسه پیشنهاد دهند.
امروز نیز آرش نراقی که با نام احمد نراقی در ماهنامه کیان می نوشت و مشهور به تدوین پاره ای از مبانی فکر اصلاح طلبی است و اکنون در انستیتو هوور حضور دارد، در قرائت نوینی از قرآن کریم، هم جنس گرایی را ناسازگار با دین مقدس اسلام نمی یابد! وی در مقاله مبسوط «درباره اقلیت های جنسی» (25 نوامبر 2005) با استناد به ادبیات گسترده هم جنس گرایی، آن را پدیده ای طبیعی و اخلاقی معرفی کرد. پس از آن هم طی یک سخنرانی زیر عنوان «اسلام و مسأله اقلیت های جنسی» در دانشگاه کالیفرنیای لس آنجلس، کوشش او مصروف آن شد تا قرائتی سازگار با قرآن از هم جنس گرایی ارائه کند. نراقی همچنان از نزدیک ترین شاگردان و محرمان عبدالکریم سروش به شمار می رود. اکبر گنجی (مدیر مسئول ماهنامه توقیف شده راه نو) که در شورای سردبیری روزنامه های متعلق به مشاوران ارشد رئیس جمهور سابق مانند صبح امروز، آفتاب امروز و... حضور داشت- و اصلاح طلبان از او به عنوان کسی یاد می کنند که عقلش نمی کشد، اما چاقو خوب می کشد- با استناد به گفتارهای مشترک روشنفکران و اصلاح طلبان داخل کشور با دیدگاههای کلان آرش نراقی پیرامون قرآن، به آنان یادآوری می کند که نمی توانند حالا که پای پذیرش و حمایت از همجنس بازی به میان آمده، خود را کنار بکشند و از ترس متهم شدن به اسلام ستیزی، آراء خود را پنهان کنند! گنجی، امروز در آمریکا همان تحلیل 11 سال پیش نویسنده روزنامه همشهری را با مصادیق شفاف تکرار می کند و سپس با یادآوری مبانی تفکر اصلاح طلبی، از روشنفکران اصلاح طلب (رفرمیست ها) چون محسن کدیور می خواهد که مانند برخی دیگر از اعضاء حلقه کیان و ماهنامه زنان، و بر مبنای مبادی و مبانی نظری پروژه رفرم در اسلام و اصلاح طلبی، از همجنس بازی نیز حمایت کنند، چرا که پذیرش این پدیده، نتیجه منطقی روش و منش تئوریک آنهاست.
این منازعه نوین، اصلاح طلبان و روشنفکران سکولار حامی آنان را بر سر یک دو راهی دشوار قرار می دهد. دو راهی بر مبنای گزینه های ذیل صورتبندی می شود:
1- از یک سو راه به پذیرش همجنس بازی و همجنس بازان به عنوان یک «حق» و «اقلیت اجتماعی» می برد. اصلاح طلبان، وفق مبانی نظری خود که پذیرش لوازم عقلانیت مدرن غرب (عقلانیت ماسونی) است، نمی توانند همجنس بازان را در قامت یک اقلیت اجتماعی نپذیرند و از آنان دفاع نکنند .اگر چنین نکنند، نهادهای حقوق بشری غرب که اعتبار اصلاح طلبان همه وامدار جوایز، مدارک دانشگاهی و پروپاگاندا و تبلیغات رسانه ای آنان است، به تدریج از پیاده نظام های ایرانی خود رویگردان می شوند و این رویگردانی سبب انزوای معنوی و مادی روشنفکران موسوم به اصلاح طلب خواهد شد.

2- عقلای قوم اصلاح طلب اگرچه می دانستند که تن دادن به مدرنیزاسیون غربی تنها به مبارزه با شکل حاکمیت اسلام و مباحثی چون سکولاریزم دینی خلاصه نمی شود و پایان این راه پرابهام، تنها وابستگی سیاسی و امنیتی به غرب نیست، اما در این برهه دشوار می تواند از مبانی نظری خود دست کشند. آنان اکنون بدل به حاملان نظام ارزشی غرب در ایران شده اند و با تکیه به مبانی نظری خود چاره ای جز دفاع از ایدئولوژی فحشا ندارند؛ ایدئولوژی ای که نه تنها با اسلام در تعارض مطلق است، بلکه با فطرت آدمی نیز سر ستیز دارد. عقلای این قوم می توانند و باید مبانی نظری خود را که به پایانی سیاه ختم می شود، کنار بگذارند و البته که از پایان راه رفته نیز می توان بازگشت. این بازگشت، انتشار مواضعی شفاف را در این منازعه می طلبد.
 یادداشت ها:
1 و 2- «روشنفکری دینی و مسأله همجنس گرایی»، رادیو زمانه، 5 تیر 1387
3- بدین سبب است که برخی نام دیگر حلقه کیان را «فرقه منهاییون» نهاده اند.
پیام فضلی نژاد
 

 نوشته شده توسط تحلیل بی عینک در پنج شنبه 87/4/13 و ساعت 7:19 عصر | نظرات دیگران()

اول تیرماه روز "تبلیغات دینی" است. آنچه می‌آید؛ گزیده‌ی سخنرانی "امام موسى صدر" در مؤسسه دارالتبلیغ اسلامى قم ــ در حضور بزرگانى چون شیخ مرتضى حائرى و استاد شهید مرتضى مطهرى ــ درباره‌ی "ضرورت تغییر در روش‌های تبلیغات دینی" است که به تاریخ هفتم مهر 1344 ایراد شده است. متاسفانه یا خوشبختانه، این بیانات ــ  که در عمل، وضعیت امروز شیعیان لبنان حاصل آن است ــ بعد از گذشت بیش از چهل سال، هنوز هم ایده‌بخش و قابل اتکاست.

 

بی عینک : متن زیر گزیده ای از این سخنرانی است .

.....

.... ما شیعیانِ مرتضى على! ما مردمى که اسلامِ خدا را با طاهرترین مذهبش معتقد و پیرویم! ما وضعمان چگونه است؟ تشکیلاتمان چگونه است؟ من چون در اینجا نشسته‌ام، که عرض کردم فجر امید است، آزادم که این حرف را بزنم! و اِلّا اگر در غیر اینجا و در غیر این مؤسسه بود، این حرف به نظرم ویرانگر مى‌ آمد! یعنى امیدتان را قطع مى ‏کرد!

آقا، شما یک نفر را به من معرفى کنید که عدّه‌ی روحانیون را در ایران بداند! شما که افرادتان را نمى‌‏شناسید، چطور مى‌‏خواهید کار کنید؟

چند تا شیعه در دنیا هست؟ بفرمایید!

چند تا روحانى شیعه در دنیاست؟ بفرمایید!

چند تا روحانى در ایران است؟ بفرمایید!

مقدار تحصیلاتشان چقدر است؟ چند تا مسجد در ایران است؟ صلاحیت روحانیونى که در مناطق کار مى‏کنند چقدر است؟ ارتباطشان با هم چگونه است؟ اگر یکیشان مریض و گرفتار شد، به چه وسیله‏اى مى‏شود به او کمک کرد؟

اصلا این حرفها چیست؟ آقایان، ما کجا مى‌‏خواهیم زندگى کنیم؟ در کدام دنیا؟ نتیجه‌‏اش هم مى‌دانید چیست؟ این است که نه‏تنها مسیحیان از ما مى‌برند، نه‏ تنها یهودی‌ها از ما مى‏‌برند، نه‏ تنها سنّی‌ها دارند از ما پیش مى‌ افتند! ما هم در خواب خوش فرو رفته‌ ایم که «آقا ابدا! شیعیان مرتضى على مگر ممکن است برگردند؟» بله آقا. بنده دیده‏ام شیعه مسیحى شده! دیده‏ام شیعه سنى شده! دیده‏ام شیعه وهّابى شده! شما ممکن است دیده باشید، ممکن هم هست ندیده باشید! اینجا با دلى خوش نشسته‏‌ایم، به حقّانیّت خودمان اعتماد داریم، و خیال مى‌‏کنیم که مطلب تمام شده است. کجا تمام شد آقا! آخر مگر مى‌‏شود بى‏‌تبلیغ و بدون سازمان‏دهى پیش رفت؟

اقلا ما همان قسمت مساجدمان را منظم کنیم. تبلیغاتمان را منظم کنیم. در دعوتمان هماهنگى به وجود بیاوریم. آقا، بنده پاى این منبر مى‌روم یک چیز مى‌شنوم، پاى آن منبر چیزى دیگر! اصلا متناقض! اصلا نامربوط! این منبرى یک چیز مى‌‏گوید، و آن یکى چیزى دیگر! من چطور مى‌توانم با این تبلیغاتِ متناقض ایمانم را بارور کنم و رشد دهم؟ به هیچ وجه ممکن نیست چنین چیزى تحقق یابد!

ما اصلا خواب هستیم! این کارهایى که حالا مى‌‏خواهیم بکنیم باید 50سال پیش، بلکه 150سال پیش، شروع مى‌‌کردیم. امیدوارم که به سرعت پیش برویم... حقیرترین و بى‌مایه‏ترین مذاهب دارند فرزندانمان را از دست ما خارج مى‌‏کنند. بنده در اصفهان و در شیراز مشاهده کردم که تبلیغات بهایی‌ها شدیداً نظم و وسعت دارد، با هیئتهاى  9نفرى، سفرهاى تشویقى، و این‏جور بازیها.

باید در مقابل اینها آماده شد. اگر فرزند این دنیا هستیم، دنیایى که والسماء رفعها و وضع المیزان (55: 7) دنیایى که همه‏ چیزش منظم است، اگر منظم نباشیم، محکوم به مرگیم و فرزند این دنیا نیستیم. در عصرى که همه چیزش به صورت مؤسسه درآمده، باید خودمان را سازمان دهیم و منظم کنیم...

حالا نگویید این کار را نجف باید بکند، بالا باید بکند، پایین باید بکند. همه‏‌مان مسئولیم. همه‏مان باید براى چنین هدفى همکارى کنیم. کار را منظم کنیم! مناطق را تقسیم کنیم. احصاء و آمار دقیقى از دهاتمان، از اوضاع شهرها و مناطقمان، از روحانیونى که در آنجا هستند، از این که چقدر پیش یا عقب رفته‌اند، تهیه کنیم.

البته ما حالا انتظار نداریم که مؤسساتى شکل بگیرد، مدارسى به وجود بیاید، درمانگاه‌هایى به وجود بیاید، بیمارستان‌هایى به وجود بیاید، و مدارس حرفه‏اى به وجود بیاید. اگر اینها هم بشود که چه بهتر، امیدوارم که بشود؛ ولى اولین قدم، هماهنگى در دعوت است. و ما هنوز این هماهنگى را در یک شهر و حتى در یک مجلس نداریم. سه تا منبرى بالاى منبر مى‌‏روند، هر کدام یک جور حرف مى‏‌زنند. یکى از این طرف مى‌رود، دیگرى خلاف آن مى‏رود. اینها کى باید علاج شود آقا؟ چه وقت؟

حالا، اگر چنین سازمان‏دهیى به وجود آمد، اگر چنین هماهنگیی درست شد، اگر چنین روش صحیحى اتخاذ شد، آن وقت کار ما خیلى خوب پیش خواهد رفت... اگر به ‏طور منظم و سازمان‏ یافته کار کنیم، خیلى زودتر و بهتر مى ‏توانیم جلو برویم...

متن کامل سخنرانی را اینجا ببینید : http://www.ketabnews.com/detail-7890-fa-1.html

 


 نوشته شده توسط تحلیل بی عینک در چهارشنبه 87/4/12 و ساعت 3:38 عصر | نظرات دیگران()

به نظر شما برخورد انتظامی با افرادی که بی حیایی در اعماق جانشان نفوذ کرده چقدر میتواند تاثیر داشته باشد ؟

راستی چه باید کرد که همکلاسی ها و هم دانشگاهی ها و هم محله ای هایمان اینگونه بار نیایند ؟


 نوشته شده توسط تحلیل بی عینک در سه شنبه 87/4/4 و ساعت 11:27 صبح | نظرات دیگران()
درباره خودم

بی عینک
تحلیل بی عینک
وقایع را بی عینک ببینیم نه از درون عینک رسانه ها . همین

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 14
بازدید دیروز: 33
مجموع بازدیدها: 189486
جستجو در صفحه

لوگوی دوستان
خبر نامه